شطحيات عموقاسم




2
یه درخت بلوط هست توی دشت ماهیدشت که بین کرمانشاه و اسلام آباده... تنهای تنها واستاده وسط این دشت پر از هیچ. از بچگی ها که از کنارش رد می شدیم خیلی دلم براش می سوخت... حالا یکی دیگه پیدا شده که دلم بیشتر براش میسوزه. یه تکه ابری که هفته قبل از بالای سرش رد می شدیم. یه دریا ابر اونورترها داشتن رد می شدن ولی این بیچاره تک و تنها و البته مغرور داشت جدای از همه راهش رو طی میکرد... نمی دونم هنوز هم هستش اونجا یا نه...

H   O   M   E

پنجره عمو